|
يادداشت سردبيران
شماره سوم مجله جهاني رسانه نسبت به دو شماره قبل چند مزيت برجسته دارد. اول آنكه ديدگاههاي بين الملي را در حوزه ارتباطات ارائه مي كند. دوم آنكه ديدگاههاي نظري را با نتايج تجربي بطور تلفيقي ارائه ميكند. در آخر آنكه امكان مقايسه رويكردهاي داخلي را با رويكردهاي جهاني فراهم مي آورد تا خود را با اهداف مجله جهاني رسانه نزديكتر كند.
در اين راستا در مقاله اول مجيد تهرانيان بحث تمدن و امپراطوري را در گستره تاريخ و بر اساس چهار فرضيه ارائه مي كند تا دستگاه نظري مورد نظر خود را بر اساس رابطه ميان تمدن و نظام ارتباطي با در نظر گرفتن مفاهيم شيوه توليد ماركس، اشكال مشروعيت ماكس وبر و شيوه هاي ارتباطي اينيس-مك لوهان فراهم كند. به نظر تهرانيان، تمدن بشري كه با لايههاي انباشته از دستاوردهاي بشري در علم، تکنولوژي، هنر و رفتار همراه است با پنج گونه انتقال تکنولوژي هم پوشان به شرح زير قابل شناسايي است: کوچ نشيني، كشاورزي، بازرگاني، صنعتي و ديجيتالي. علاوه بر اين، تهرانيان معتقد است هر لايه تاريخي را مي توان با حالات اصلي توليد، مشروعيت و ارتباطات مشخص کرد. سر انجام اينكه در حال حاضر جهان درگير نبرد جهان گرايي و بوم گرايي است. اين مقاله در دو قسمت ارائه مي شود. قسمت اول كه شامل چهار فرضيه در مورد سير تمدن است در اين شماره و پنج فرضيه ديگر در شماره آينده خواهد آمد.
در مقاله دوم وينسنت موسكو و ديويد لوين، با ارائه تعريفي از رويکرد اقتصاد سياسي کار خود را شروع کرده و پس از معرفي ويژگي هاي بنيادين آن به توصيف مکاتب فکري اصلي اين رويکرد مي پردازند. سپس اين موضوع را مورد بحث قرار مي دهند كه محققان ارتباطات عمدتا با اخذ كدام چارچوب نظري به انجام پژوهش در زمينه رسانه هاي توده اي و تکنولوژي هاي اطلاعاتي پرداخته اند. در ادامه سعي مي كنند که مشخص كنند در رويکردهاي پژوهشي بکارگرفته شده در آمريكاي شمالي، اروپا، و جهان سوم بر چه عناصر نظري تاکيد شده است. موضوع بعدي که اين مقاله به آن مي پردازد، توصيف فرآيند بازانديشي در اقتصاد سياسي ارتباطات است که با ارائه پيشنهادهايي در زمينه فرضيه هاي فلسفي اين رويکرد همراه است. اين مقاله ضمن قبول واقعيت مفاهيم و مشاهدات بر اين نكته تاكيد مي كند که همه تبيين ها قابل تلخيص به يک علت اساسي نظير اقتصاد يا فرهنگ نيستند. بازانديشي در اقتصاد رسانه اي، همچنين تاکيد ويژه اي بر تغيير اجتماعي، فرآيندهاي اجتماعي و روابط اجتماعي دارد و از اين لحاظ نيز در نقطه مقابل ديدگاه سنتي قرار مي گيرد که نقطه عزيمت خود را ساختارها و نهاد هاي اجتماعي قرار مي دهد.
در مقاله سوم، نايبي، دهقان و معيدفر در پي پاسخ بدين پرسش اند كه آيا استفاده از رسانههاي جمعي به ويژه تلويزيون كه رسانهاي بسيار پرپوشش و سهلالوصول است ميتواند شكاف آگاهي در ميان گروههاي داراي پايگاه اجتماعي اقتصادي متفاوت را كاهش دهد؟ طبق نظريه شكاف آگاهي، اقشار بالاتر سريعتر از اقشار پايينتر اطلاعات پخششده از طريق رسانههاي جمعي را كسب ميكنند و شكاف آگاهي بين اقشار بالا و پايين كاهش نمييابد. تحقيقات متعددي در كشورهاي ديگر اين نظريه و فرضيات آن را آزمون كردهاند اما در ايران تاكنون بدان پرداخته نشده است. اين مقاله شايد در ارتباط با ادعاهاي موسكو و لوين قابل بررسي باشد چرا كه نشان مي دهد رسانه ها در ايران بر اساس ديدگاه شكاف آگاهي مورد پژوهش واقع شده اند در حاليكه موسكو بر برتري ديدگاه اقتصاد سياسي در آمريكاي شمالي و اروپا تاكيد دارد.
در مقاله سوم، ظهوري با استناد بر نظريه ژاک اللول در مبحث شيدايي انسان به تکنولوژي مدرن، فوايد چند خصلت دموکراتيک دنياي مجازي را بررسي کرده، سپس محدوديتها و دل نگراني هاي مربوط به آينده دنياي مجازي را موشکافي مي کند. او معتقد است كه عليرغم محدوديتهاي ناشي از شکاف ديجيتالي و موانع تحميل شده توسط قدرتمندان، دولتها و شرکتهاي تجارتي ذينفع در خلق، اداره و کنترل دنياي مجازي، بايد برخصلت دموکراتيک دنياي مجازي و اهميت آن تاکيد كرد. با اين رويكرد است كه از نظر نويسنده رسيدن به جامعه فاضله مدني از طريق مشارکت مردمي در حوزه عمومي هابرماسي و تحقق دنياي مجازي امکان پذير مي باشد.
لازم به ذكر است كه عزيزان بسياري در اين شماره ما را ياري كردند كه بايد از همه آنان تشكر شود. اسامي آنان به شرح زير است:
احسن حقگويي: دانشجوي کارشناسي ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران ا a.haghgoei@gmail.com
احسان شاقاسمي: دانشجوي کارشناسي ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران ehsanshaghasemi@yahoo.com
مهروش ذاكري دانشجوي کارشناسي ارشد رسانه و مطالعات فرهنگي دانشگاه تهران zakeri_mehrvash@yahoo.com
علي صباغي: دانشجوي کارشناسي ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران
محمدرشيد صوفي: دانشجوي کارشناسي ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران mrsoofi@gmail.com
گودرز ميراني: دانشجوي کارشناسي ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران
حميد عبداللهيان
دانشيار گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
habdolah@ut.ac.ir
عليرضا دهقان
استاديار گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
adehghan@ut.ac.ir |